انتقال فرهنگ و ارزشهای دفاع مقدس به نسل جوان، یکی از مهمترین دغدغههای فرهنگی کشور است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی الگوها، راهکارها و چالشهای مدیریت راهبردی در انتقال این فرهنگ در چارچوب نظریه بازتولید ...
بیشتر
انتقال فرهنگ و ارزشهای دفاع مقدس به نسل جوان، یکی از مهمترین دغدغههای فرهنگی کشور است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی الگوها، راهکارها و چالشهای مدیریت راهبردی در انتقال این فرهنگ در چارچوب نظریه بازتولید فرهنگی پیر بوردیو است. اهمیت موضوع در آن است که با گذر زمان و کاهش نسل شاهدان عینی، خطر فراموشی یا تحریف ارزشها افزایش مییابد. ازاینرو، بازتولید سرمایه فرهنگی دفاع مقدس در میدانهای جدید اجتماعی و رسانهای ضرورتی برای حفظ هویت ملی و انسجام اجتماعی محسوب میشود. روششناسی پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد است. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق با خبرگان گردآوری و با کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. برای اعتباربخشی، از مثلث سازی دادهها و بازبینی خبرگان استفاده شد. یافتهها نشان داد شرایط علی شامل «کاهش تعلق نسلی» و «تغییر پارادایم رسانهای» است؛ شرایط زمینهای در «پراکندگی نهادی» و «کمبود منابع» نمود دارد؛ و شرایط مداخلهگر در دو سطح «تسهیلگر» (تأکیدات رهبری، فعالیتهای مردمی) و «بازدارنده» (تحریف تاریخی، جنگ روانی) عمل میکنند. پدیده محوری «مدیریت راهبردی انتقال بین نسلی فرهنگ دفاع مقدس» است که از طریق سه راهبرد اصلی دنبال میشود: «یکپارچهسازی نظام انتقال»، «بازآفرینی روایتها در قالبهای نوین» و «توانمندسازی روایتگران جوان». پیامدها در سه سطح هویتی، امنیت نرم و بینالمللی قابلمشاهده است. نتایج نشان میدهد انتقال مؤثر فرهنگ دفاع مقدس نیازمند الگویی جامع و پویاست که با بازتعریف روایتها در میدان فرهنگی جدید، هم از تحریف جلوگیری کند و همنسل جوان را به مشارکت فعال ترغیب نماید.
جنگ ایران و عراق در سینمای دفاع مقدس دههٔ ۱۳۶۰ بیش از آنکه بهمثابه مجموعهای از رویدادهای تاریخی بازنمایی شود، در قالب تجربهای ادراکی و انسانی صورتبندی شده است. در این سینما، تصویر، روایت و زمانمندی ...
بیشتر
جنگ ایران و عراق در سینمای دفاع مقدس دههٔ ۱۳۶۰ بیش از آنکه بهمثابه مجموعهای از رویدادهای تاریخی بازنمایی شود، در قالب تجربهای ادراکی و انسانی صورتبندی شده است. در این سینما، تصویر، روایت و زمانمندی به سازوکارهایی بدل میشوند که امکان انتقال تجربهٔ جنگ و تبدیل آن به حافظهای مشترک را فراهم میسازند. مسئلهٔ پژوهش حاضر تبیین همین سازوکارهای زیباییشناختی و نسبت آنها با فرایند شکلگیری و تثبیت حافظهٔ جمعی جنگ است؛ امری که در بسیاری از مطالعات پیشین، به نفع توصیف تاریخی یا محتوایی آثار، کمتر بهصورت تحلیلی بررسی شده است. اهمیت پژوهش در تمرکز بر لایههای فرمی و ادراکی سینمای دفاع مقدس و پرهیز از تقلیل آن به روایتهای صرفاً رویدادمحور یا ایدئولوژیک نهفته است.پرسش اصلی پژوهش آن است که سینمای دفاع مقدس چگونه از طریق سازوکارهای زیباییشناختی در شکلگیری و تثبیت حافظهٔ جمعی جنگ نقش ایفا میکند. روش تحقیق کیفی و متنمحور است و دادهها به شیوهٔ کتابخانهای–اسنادی گردآوری شدهاند. تحلیل زیباییشناختی روایت، زمانمندی و منطق بصری سه فیلم دیدهبان، مهاجر و پرواز در شب مبنای بررسی قرار گرفته است.یافتهها نشان میدهد که تجربهمحوری روایت، برجستهسازی سکون و انتظار، زمانمندی کند و تأملی، اقتصاد تصویر و حذف آگاهانهٔ خشونت مستقیم، جنگ را از سطح رخداد تاریخی به وضعیت ادراکی مشترک ارتقا میدهند. همچنین بازنمایی رزمنده بهعنوان فاعل اخلاقیِ موقعیتی، به شکلگیری حافظهای اخلاقی از جنگ میانجامد. بر این اساس، زبان زیباییشناختی سینمای دفاع مقدس دههٔ ۱۳۶۰ را میتوان سازوکاری فرهنگی دانست که حافظهای جمعی و ماندگار از جنگ تولید و تثبیت میکند.