نوع مقاله : پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه محقق اردبیلی

2 دانشگاه اصفهان

چکیده

در چارچوب تداوم رقابت ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در غرب آسیا، جنگ ۱۲روزه تحمیلی رژیم صهیونیستی علیه ایران به منزله رخدادی تعیین‌کننده در بازتعریف الگوی مهار ایالات متحده قابل‌بررسی است. پرسش اصلی مقاله این است که سیاست خارجی آمریکا در قبال این بحران بر کدام منطق راهبردی استوار بوده و چگونه با سازوکارهای مهار ایران در بستر نظم امنیتی - لیبرال غرب پیوند می‌یابد. این پژوهش با بهره‌گیری از چارچوب نظری واقع‌گرایی تدافعی، نظریه «موازنه تهدید» استفن والت و منطق «راهبرد مهار»، و با استفاده از روش تحلیل توصیفی - تحلیلی مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی اسناد رسمی، مواضع دولت آمریکا و گزارش‌های اندیشکده‌هایی همچون رَند و مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد ایالات متحده این جنگ را نه صرفاً رویارویی نظامی میان دو بازیگر، بلکه بخشی از راهبرد کلان مهار ایران و حفظ برتری راهبردی رژیم صهیونیستی در معادلات قدرت منطقه‌ای ارزیابی کرده است. از منظر آمریکا، تهدید ایران ماهیتی چندبعدی دارد و علاوه بر جنبه‌های نظامی، شامل مؤلفه‌های ایدئولوژیک، ژئوپلیتیکی و فناوری‌محور است که می‌تواند موازنه قدرت را به زیان متحدان ایالات متحده آمریکا دگرگون سازد. بر اساس این ادراک تهدید، سیاست آمریکا ترکیبی از مهار مستقیم از طریق فشار دیپلماتیک، تحریم‌های اقتصادی و حملات محدود علیه زیرساخت‌های حساس ایران و مهار غیرمستقیم، شامل حمایت اطلاعاتی و نظامی از رژیم صهیونیستی و ائتلاف‌سازی منطقه‌ای بوده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات