دوره و شماره: دوره 6، شماره 1 - شماره پیاپی 21، بهار 1399، صفحه 1-166 
تعداد مقالات: 6

واکاوی تأثیر موقعیت ژئوپلیتیک ایران در عرصه جهانی به‌ویژه دفاع مقدس

صفحه 9-30

https://doi.org/20.1001.1.25883674.1399.6.1.1.0

سعید جهانگیری، ناصر گروسی، مریم خالقی نژاد

چکیده  این مقاله با استفاده از روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی و کتابخانه‌ای به دنبال بررسی روند تغییر و تحولات موقعیت ژئوپلیتیک ایران در دوره‌های قبل و بعد از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی است تا بتواند چگونگی و علل این روند را مورد واکاوی و بررسی ژرفتر قرار دهد. استدلال مقاله‌، این است که روند تحولات ژئوپلیتیک ایران بسیار سریع و در دهه‌های اخیر بیشتر تحت تأثیر روند تغییر و تحولات درونی جامعه‌ ایران و توان قدرت‌زایی درونی و انقلابی بوده و عوامل خارجی و بین‌المللی نقش ثانویه را در این روند داشته است. باید توجه کرد که گسترش فعالیتهای نظامی، براساس نیازهای درونی و بیرونی و کمبود تاریخی امنیت شکل گرفت که ممکن است این واقعگرایی را تکامل بخشد و در جهت ساخت نظام امنیتی پایدار و برون‌رفت از چالشهای پیش رو در این قرن بسیار اثربخش باشد. واقعگرایی ایرانی در سیر تکوینی خود از ابتدا تاکنون از واقعیت‌های عینی داخلی، جغرافیای سیاسی و چالشهای ژئوپلیتیک منطقه‌ای و بین‌المللی تأثیر پذیرفته است. هم­چنین در جهت تعقیب منافع ملی گام برداشته، در عرصه بین‌المللی با چنین رویکردی تداوم یافته و تا حدود زیادی موفق عمل کرده است.

تحول تاریخی حقوق بین‌المللِ توسل به زور تا شکل‌گیری نظام ملل متحد؛ بیم‌ها و امیدها

صفحه 31-60

https://doi.org/20.1001.1.25883674.1399.6.1.2.1

مصطفی فضائلی، موسی کرمی

چکیده  این نوشتار می­کوشد تا از رهگذر رویکردی تاریخی به تحلیل چگونگی تنظیم حقوقی توسل به زور تا شکل‌گیری نظام ملل متحد دست یازد و به کاستی­ها و چالشهای آن بپردازد. بررسی سیر تاریخیِ حاکم بر توسل به زور از سده­های میانی و نظریه جنگ عادلانه تا زمان پدیدایی سازمان ملل متحد، روندی تکاملی از نامحدودبودن اختیار دولتها در توسل به زور علیه یکدیگر تا محدودیت و ممنوعیت آن را نشان می­دهد. اصلی­ترین چالشِ حقوق بین­المللِ ناظر بر توسل به زور در این دوره، اراده­گراییِ افراطیِ دولتها و غلبه زور و سیاست بر صلح و حقوق بین­الملل و صلح در ساحت روابط بین‌الملل است؛ با این حال در این بازه­ زمانی، جامعه‌ بین‌المللی شاهد گذار از اصل توسل به زور برای حل و فصل اختلافات به اصل ممنوعیت به­کارگیری زور بسان قاعده­ای بنیادین در روابط میان دولتها بوده است. به باور نگارندگان، این روند تکاملی را باید از نشانه‌هایِ نهادینه­شدنِ تدریجی حقوق بین­الملل توسل به زور در روابط میان دولتها قلمداد کرد و بر همین پایه، می­توان از کارآمدیِ نسبی این شاخه حقوقی در کاهش به­کارگیری زور در این بستر سخن راند. از آنجا که جنگِ تحمیلیِ رژیم بعث عراق علیه ایران به موجب قواعدِ حقوقی یادشده، توسلِ نامشروعِ به زور علیه تمامیت ارضی کشورمان و تجاوز سرزمینی به شمار می­رود به نظر می­رسد مطالعه تاریخیِ قواعدِ حاکم بر توسل به زور می­تواند در فهمِ درست­تر و کاملترِ موازینِ حقوقیِ حاکم بر زوایایِ گوناگونِ این رویدادِ واجد اهمیت و پیامدهای آن در تاریخِ معاصر ایران­زمین، و هشت سال دفاعِ مقدس از ناموس و خاک و سرزمینمان، سودمند باشد و به کار آید.

مطالعۀ فنی و تحلیلی طراحی و اجرای پل بعثت

صفحه 61-84

https://doi.org/20.1001.1.25883674.1399.6.1.3.2

سجاد صادقی دزکی، علی اکبر پوری رحیم

چکیده رزمندگان اسلام در عملیاتی در سال 1364 شمسی موفق به تصرف شهر ساحلی فاو و قطع ارتباط رژیم بعث عراق با آبهای خلیج فارس شدند. مهمترین مسئله پس از فتح فاو، پشتیبانی پایدار و مؤثر برای حفظ مواضع در ناحیۀ جنوبی عراق بود. از نظر نظامی، پشتیبانی نیروها از طریق رودخانۀ اروند انجام می­شد. برای این منظور، پل بعثت که حدود یک کیلومتر طول و 12 متر عرض دارد و یکی از شاهکارهای مهندسی دفاعی کشور است، روی این رودخانه احداث شد. باتوجه به اهمیت طراحی و اجرای این سازه در دوران دفاع مقدس، بررسی تحلیلی و طراحی دوباره این پل، گامی مؤثر در شناخت ابعاد فنی پل بعثت و به‎کارگیری آن در آینده است. افزون بر این، باعث شناخت بهتر برای کاربرد در آینده می‌شود. در این مقاله، طراحی پل بعثت از دیدگاه فنی مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور، سازۀ پل براساس آیین‌نامه‌های بارگذاری و طراحی با استفاده از الگو‌سازی هندسۀ پل در نرم‌افزار‌های اجزای محدود سپ و آباکوس مطالعه شده است. نتایج تحلیل نشان می‌دهد، این پل براساس آیین‌نامه‌ها و استاندارد‌های کنونی، تنها با تغییر جزئیاتی در اتصالهای اجزای آن پاسخگوی بارهای وارد شده است و رفتار سازه‌ای مطلوبی دارد.

دلایل تداوم جنگ و ناکامی صلح پس از فتح خرمشهر در سال 1361

صفحه 85-122

https://doi.org/20.1001.1.25883674.1399.6.1.4.3

حسن حضرتی، هادی قیصریان فرد

چکیده  تنش میان رژیم بعث عراق و  کشور ایران بر سر مرزهای غربی و نیز وقوع انقلاب اسلامی، موجب شد تا وضعیت جدیدی در منطقه پدید آید که در نهایت، به جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران منجر شد. اگر­چه جنگ می­توانست به جداسازی بخش­هایی از سرزمین ایران منجر شود؛ اما، با مقاومت مردم و نیروهای نظامی، ارتش کشور متجاوز به عقب رانده شد و قسمت اعظم سرزمین­های­ اشغالی همچون خرمشهر در خرداد 1361 آزاد شد. پس از آزادسازی خرمشهر، رویکردهای متفاوتی در توقف یا تداوم جنگ شکل گرفت و این ابهام مطرح شد که چرا با وجود اقدامات میانجیگرایانه برای صلح، جنگ پایان نیافت؟ هدف این پژوهش، پاسخ به چرایی تداوم جنگ تحمیلی است که نقش و اهمیت بسیاری در روشن‌ساختن ابهامات و تاریخ‌نگاری جنگ دارد. روش نظری پژوهش براساس نظریه بازیهای «برد ـ باخت» اچ. اف­ کالاهان است. یافته­های پژوهش نشان می­دهد که دلایل ادامۀ جنگ از ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و ژئوپلیتیک قابل بررسی بوده است و علل ناکامی تلاشهای­ صلح‌آمیز، عدم تحقق خواسته­های طرفین و بویژه ایران در جنگ تحمیلی بود. شیوه جمع­آوری داده‌ها نیز بر اسناد منتشر نشده و مصاحبه مبتنی است.

نقش امریکا در تحریک رژیم بعث عراق در اِشغال جزایر سه‌گانه در دوران جنگ تحمیلی

صفحه 123-139

https://doi.org/20.1001.1.25883674.1399.6.1.5.4

مهدی قربانی

چکیده پیروزی انقلاب اسلامی، امریکا را در ادامۀ برنامه‌ها و اجرای سناریوهای از پیش تعریف شده در ایران مستأصل کرد و منافع آن کشور را که در راستای اجرای سیاست دوستونی نیکسون در منطقۀ غرب آسیا بود، از بین برد. این پژوهش بر آن است تا در قالب نظریه نوواقعگرایی به نقش امریکا در تحریک حکام بعثی عراق نسبت به اشغال جزایر سه‌گانۀ ایرانی و تسلط بر تنگۀ هرمز بپردازد. روش این پژوهش، توصیفی، و در گردآوری داده‌ها از شیوه کتابخانه­ای استفاده شده است. پرسش اصلی تحقیق این است که امریکا در تحریک رژیم بعث عراق در اشغال جزایر سه‌گانه توسط صدام چه نقشی داشته است. پاسخ کوتاه در حکم فرضیه این است که کمکهای نظامی و لجستیکی مستقیم و غیرمستقیم امریکا به رژیم بعث عراق، صدام را بیش از پیش در تجاوز به تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران و اشغال جزایر سه‌گانه مصمم کرد.

بررسی عملکرد حقوقی شورای امنیت در جنگ تحمیلی: غلبه منافع قدرتهای بزرگ بر حقوق بین‌الملل

صفحه 141-161

https://doi.org/20.1001.1.25883674.1399.6.1.6.5

محمدرضا علی اکبری مارانتو

چکیده جنگ رژیم بعث عراق علیه ایران در سال 1981 میلادی با تجاوز رژیم صدام به خاک ایران آغاز شد. در مدیریت این جنگ بازیگران منطقه­ای و فرامنطقه‌ای اثرگذار بودند. به عبارتی باید گفت تنها جنگ بین­المللی بود که تمام بازیگران منطقه­ای و قدرت­های فرامنطقه­ای برای شکست ایران به اجماع نظری و سخت­افزاری رسیده بودند. آنچه در این میان اهمیت دارد بررسی نقش شورای امنیت در مدیریت بحران جنگ رژیم بعث عراق علیه ایران است. بر این اساس سؤال اصلی پژوهش این است که شورای امنیت سازمان ملل متحد به­عنوان متولی اصلی حفظ صلح و امنیت بین‌المللی چه جایگاهی در مدیریت جنگ این رژیم علیه ایران داشت. برای پاسخ به این سؤال در چارچوب نئورئالیسم و با روش توصیفی تحلیلی، این فرضیه به سنجش گذاشته می­شود که شورای امنیت سازمان ملل در مدیریت جنگ رژیم بعث عراق علیه ایران تحت تأثیر منافع قدرتهای بزرگ قرار داشت و نتوانست براساس قواعد امنیت دسته جمعی عمل کند. در واقع براساس دیدگاه نئورئالیسم به سازمانهای بین­المللی، شورای امنیت نه به عنوان نهاد تأمین‌کننده امنیت دسته­جمعی بلکه به­عنوان ابزاری در دست قدرتهای بزرگ در جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران عمل کرد.